ایستاده ام نه استوار
روی لبه ی تیغی
که از هر طرف بیفتم
آغوش توست...
نمی دونم چی چی نوشت :
اینو خودم نوشتم . برای تو !
امروزم یه گشتی بیرون زدیم .ولی خیلی حالم بگرفت. تو راست می گی دیگه هیچی بهم حال نمیده .
اون روز که با بچه ها رفتم بیرون فک می کردم خیلی باید خوش بگذره یعنی به اونا خیلی خوش گذشت
حسابی گشتیم و بعدم با هم ناهار خوردیم. حضورتو حس می کردم یه نفرم اشتباهی گرفتم .
ولی فکر نمی کردم واقعا اون طرفا بوده باشی !! می دونی اون روز فهمیدم چقد زیاد دوسم داری ! چون
فکر می کردم تو سخت می گیری زیادی .. ولی اشتباه کردم . زیر بارون هم دقیقا به همین نتیجه رسیدم
خیلی دوست دارم
نظرات شما عزیزان:
ϰ-†нêmê§ |